کیارشکیارش، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

نی نی خوشگلم کیارش

همسری مهربان و پسری از جنس پدر :)

این روزا شدیدا در گیر خونه تکونی عیدم :(  وای خدای من کی تموم میشه ......  کیارش عزیزم  این روزا نمی دونم چرا خیلی بهونه گیری می کنی جوجو   یه دستم تو نظافت خونه هست و یه دستم هم آروم کردن شما      ولی هیچ اثری نداشت و شما همچنان  !!!!!! و من   یه جورایی حس میکردم میخواستی جلب توجه کنی     دیدم اینطوریا نمیشه .... کلی کار مونده رو دستم   دست به دامن مامان جونم شدم که الهی فداش بشم      دو روز زحمت نگه داشتن جوجو و دادم به مامان جونو بابا جونم که عاشقشونم .... بعدش بازم دیدم دست تنها نمیشه کار کل خونه ر...
20 اسفند 1391

تقدیم به عشقم...پسرم....عمرم....نفسم....کیارشم

چشماى بسته ى تو رو با بوسه بازش ميكنم قلب شكسته ى تو رو خودم نوازش ميكنم نميذارم تنگ غروب دلت بگيره از كسى تا وقتى من كنارتم به هرچى ميخواى ميرسى خودم بغل ميگيرمت پر ميشم از عطر تنت كاشكى تو هم بفهمى كه ميميرم از نبودنت خودم براى تو شبا بهونه هات و ميشمرم جاى تو گريه ميكنم جاى تو غصه ميخورم هرچى كه دوست دارى بگو حرفاى قلبتو بزن دلخوشيهات مال خودت درد دلات براى من من واسه داشتن تو قيد يه دنيا رو زدم كاشكى ازم چيزى بخواى تا به تو دنيام و بدم خودم بقل ميگيرمت پر ميشم از عطر تنت كاشكى تو هم بفهمى كه ميميرم از نبودنت خودم براى تو شبا بهونه هات و ميشمرم جاى...
7 اسفند 1391

یه خبر تازه.........

دیشب جوجه وقتی 1 سال و 22 روزش بود................................ یعنی در تاریخ 91/12/2 ساعت 11 شب................................... خود_خودش .... به تنهایی.... تونست..................................... به مدت 5 دقیقه سر پا بایسته    نمی دونی پسرم منو بابایی با دیدناین صحنه چه ذوقی کردیم ! تو هم با  دیدن ما اولش اینجوری بودی ...   و منو بابایی  و تو  و منو بابایی  و باز هم تو    و باز هم منو بابایی و بعدش تو  و باز هم منو بابایی  و نهایتا تو کوتاه اومدی و  با دس دسی کردن مداومت ما رو همراهی کرد...
3 اسفند 1391
1